بهناز ... دختری که شکلات خیلی دوست داره!
سرم درد میکنه.صدای موسیقی رو تا آخرین حد بلند کردم.خونه داره میلرزه.منم دارم میلرزم.نمیدونم از سرما دارم میلرزم یا از اضطراب.بلند میشم میرم کولرو خاموش میکنم.سرم سنگین شده.انگار همهء دنیا دور سرم میچرخه.دارم لورینا گوش میدم. دلم میخواد برم یه جایی که هیچکس منو نشناسه.یچ کس ازم هیچ سؤالی نپرسه.هیچکس کاری به کارم نداشته باشه. بذارن به حال خودم باشم. بی مقصدم زیر برف تنگ شده.دلم میخواد راه برم و برف بخوره توی صورتم. دلم میخواد پاهام تا زانو توی برف فرو بره و انگشتام از سرما بی حس بشن.دلم میخواد یه کلبهء برفی درست کنم وسط یهجنگل بزرگ ِ پر از برف.بعد تنهای تنها برم توی اون کلبه و آروم دراز بکشم و خیره بشم به سقفش و منتظر بمونم تا کم کم مرگ بیاد و من رو سوار اسب سفیدش بکنه و چهارنعل از زمین دور بشه و بره توی آسمون.من محکم بغلش کنم و اون همینطور بالا و بالاتر بره تا دیگه هیچ اثری از زمین دیده نشه. هیچوقت توی زندگیم انقدر خسته نشده بودم.ولی الان دیگه واقعاْ بریدم.از خودم بدم میاد تنها تر از سکوت منم! * او گوشش به صدای سبزی فروش بود. سبزی تازه، سبزی خانم،بفرما!»او با خودش گفت:« سبزی که اينقدر اسم و فاميل و لقب و صفت دارد، من چرا بی نام و نشان باشم!» مهربان، دختر ستاره، دختر ماه، دختر خورشيد...» پاسبانی جلويش سبز شد و گفت:« دختر خيابانی! چرا باز اين طرف ها آفتابی شدی، هوس زندان کردی؟»او می رفت و با خودش می گفت:« دختر بدبخت، دختر بيچاره، دختر سياه روز، دختر خيابانی ، تو يک برگ سبزی هم نيستی!»صدای سبزی فروش می آمد:« سبزی بهاره، سبزی تر، سبزی ترد...» ********************* دردها برای فریاد شدن تنها تر از سکوت سلام به همه ی دوستای گلم نمی دونم چطوری ازتون تشکر کنم بخدا شرمنده ی یک به یک شما هستم . از اینکه چند وقتی نبودم معذرت میخوام. و بازم میگم شرمنده شما هستم که نتونستم بیام و به وب لوگ های خوشگلتون نظر بدم ولی الان دارم به همه اونایی که تنهام نذاشتن سر میزنم. منو باید ببخشین یه مسافرت یهویی پیش اومد و باید میرفتم .خب خوش گذشت و جای همهتون خالی بود. یه تشکر مخصوص دارم خدمت این دوستایی که میخوام اسمشون رو بیارم ابی جون(مرض).... یوسف خان.... مهسای مهربون.... ابروی نازنین... میثم اقا(ار اون بالا کفتر میایههه).... پسر یخی گل .... مانیای عزیز.... همتونو دوست دارم بخدا من تا حالا دوستای گلی مث شماها نداشتم تا زنده ام فراموشتون نمیکنم قربون همتون.........بهناز ـ(تنها تر از سکوت)- این گل تقدیم به همتون و در آخر چند خواهش بگم که انجام بدین.... ۱- از یاد خدا قافل نشین ۲- همیشه شاد باشین ۳-با هم مهربون باشین ۴- لبخند رو فراموش نکنین ۵- به هم نوع خودتون کمک کنین ۶-به بچه هایی که میدونین تو این دنیا هیچ خانواده ای ندارن عشق بورزین و فراموششون نکنین..... یا حق 
يکشنبه بساط پهن می کنم.
دوشنبه سيگار می فروشم.
سه شنبه شيشه ی ماشين ها را پاک می کنم.
چهارشنبه فال حافظ می فروشم.
پنچ شنبه آشغال مقوا جمع می کنم.
جمعه به ياد درس و مدرسه می افتم.
حيف که جمعه ها مدرسه تعطيل است.
سبزی فروش داد می زد:« آی سبزی بهاره، سبزی تر، سبزی ترد،
به همين دليل به خودش گفت:« دختر نازنين، دختر خوب، دختر
همين طور که او برای خودش انواع صفت ها و لقب ها را می شمرد،
واژه کم دارند و کلمات
به علت دروغ پردازی، تا اطلاع ثانوی
در قرنطینه...!سکوت می کنم....
فارغ از هرچه واژه و تعبیرش
مرا آنطور که می خواهی بنواز
با آوای عشق.......

| Design By : Night Skin |

