بهناز ... دختری که شکلات خیلی دوست داره!
سلام خدا جونم خوبی؟ تو که همیشه خوب بودی و هستی این ما ادما هستیم که بیشتر موقع ها بد میشیم خدایا دلم گرفته بود گفتم بیام دوباره واست نامه بدم نامه های قبلیمم که میخونی میدونم سریع تر از نور هم به دستت میرسه ولی نمیدونم چرا جواب نمیدی یا میدیو دیر به دست من میرسه خدا جونم نمیدونم چرا امید از زندگیم رفته الان سه ماه از ته دل نخندیدم نمیتونم شاد باشم احساس میکنم همه چیزم از بین رفته از دست دادم همه ی اون امیدی که داشتم خدا جونم چرا همیشه تو دلامون یه عالمه عشق میزاری بعد با یه چشم به هم زدن همشو ازمون میگیری خدا جونم چرا عشق رو افریدی چرا احساس افریدی کاش تو دل همه ادما یه تکه سنگ میزاشتی الانم گذاشتی ولی تو دل بعضیا این طوری که دلش از شیشه است و یکی از سنگ این طوری اون سنگ ر احت اون شیشه رو خورد میکنه.... خدا جونم من از قسمتی که برای ادما رقم میزنی ناراحت نیستم .. خوب قسمت منم اینجور بوده فقط میخوام که تنهام نذاری... سایه پر مهرتو ازم دریغ نکنی .. خدا جونم کمکم کن تا خودمو پیدا کنم ... نذار اینهمه غصه از دست دادن یه دوست رو بخورم... غصه نبودن کسی که درد دلمو بش بگم... اونم گوش بده هر چند تو گوش میدی وقتی باهات حرف میزنم اروم میشم خدا جونم دیگه مزاحمت نمیشم این حرفای من تمومی نداره تو همیشه باید منو تحمل کنی خدا جونم بازم چنتا خواسته دارم برای یه نفر که خیلی برام عزیزه و دوست داشتنی هست میخوام همیشه سلامت نگهش داری خدا جونم یه وقت نذاری غصه بخوره ها اخه وقتی ناراحت میشه سرش درد میگیره خدا جونم نذار تو کارش به مشکل بر بخوره اون خیلی زحمت میکشه خئا جونم اینده روشن براش بزار میخوام یه روزی بفهمم خوشبخت ترین ادم روی زمین اونه خدا جونم هرز گاهی هم منو ببر تو فکرش خدا جونم کمکش کن همیشه همراهش باش نذار یه وقتی تو زندگیش انتخاب غلط انجام بده خدا جونم همیشه شاد نگهش دار خدا جونم خوانوادشم زنده نگه دار خدا جونم ببخشید خیلی بود نه؟ خوب چیکار کنم دوسش دارم نمیخوام ذره ای ناراحت باشه خدا جونم راستی نذار هیچ ادم فقیری رو زمین بمونه خدا جونم من منتظر جواب ناممم میمونم توروخدا زود بهم برسون که خیلی حالم گرفته دوست دارم خدا تنها نذار هرچند هر شب با رویات به گذشته سفر می کنم و دلم با خاطرات شیرینت می لرزه وقتی می بینم همه آرزوهام و رویاهام نقش بر آب شدن اونقدر آرزو برای به گور کردن دارم که دیگه جایی برای جسمم نمیمونه دیشب رفتم زیر سقف خدا خیره شدم به آسمون کلی ستاره با یه ماه وسطشون ماه......!!!!!!!!!!! اما اون که ماه نیست آها یادم رفته بود اگه تو بری اون بالا نظم آسمون به هم می خوره و همه ستاره ها مثل من مدهوش تو میشن اما عزیز یه عمره که آسمون دلم هیچ ماهی نداره خیلی تیره و تاره بیا و مهتابتو بتابون به این دل تیره بیا و شبشو با عشقت زیبا کن بیا و مثل گذشته ها شبها از عشق سرشار باشیم خسته بودم اما خوابم نمیبرد موندم توی دوراهی من منتظر تو و تو منتظر یه کی دیگه.... وجودم سراسر آتیش کاش این کابوس وحشت تموم می شد می خوام برم از این شهر از این کشور از این دیار از رو زمین..... از این دیاری که مردمش حرفامو میشنون و نمی فهمن میشنون و گوششونو میگیرن و بی توجه راه خودشونو میرن میرم جایی که هرچند لهجشون مثل من نباشه اما از نگام حرف دلمو بخونن خیلی وقت یش قصد رفتن داشتم اما تو اومدی و سرنوشتمو عوض کردی و من به خاطر تو موندم حالا هم به خاطر تو میرم تا راحت زندگی کنی که هر روز ....... ببین قلبم آتیش گرفته ببین طاقتم تموم شده بیا و با اومدنت مرحمی باش بیا و با نگاههات آتیشو خاموش کن بیا و دستامو بگیر تا وجودتو غرق گرمای عشقم کنم بیا می خوام تو آغوش مهربونت جون بدم میخوام برای آخرین بار دستای مهربون و مردونت تو دستام باشه و سرم رو شونت و آخرش هم مرگ .............................. تنها تر از سکوت منم
| Design By : Night Skin |

