تبليغاتX
بهناز ... دختری که شکلات خیلی دوست داره!


بهناز ... دختری که شکلات خیلی دوست داره!

شب است و آسمون پرستاره صدای بارون تموم خونه رو گرفته بود منم از

توی پنجره اتاق داشتم بارون رومی دیدم


انگار فایده نداره باید می رفتم  تو حیاط بلند شدم و رفتم تازه نازی

 (مرغ عشقم)رو هم با خودم بردم وای نمیدونید چقدر هوا سرد

بود ولی به لذت دیدن بارون می ارزید. نازی بیچاره هم یخ کرده بود

یه جوری تو. دستم کز کرده بود هر کسی نمیشناختش فکر میکرد این

همیشه این همه آرومه.اون لحظه که داشتم بارون رو میدیدم به هیچ

چیز و هیچ کس فکر نمیکردم فقط یه چیز فکرمو مشغول کرد .ما ادما اینقدر

درگیر زندگی هامون هستیم که وقتی نمی زاریم تا به این نعمت های خدا

 فکر کنیم واقعا بارون نعمت بزرگیه. میدونین وقتی بارون می باره چقدر دل

اون کشاورزی رو که نگران زمین هاشه رو خوش میکنه؟ خیلی ادما هم هستن

 تو روستا ها که از همین اب بارون و چشمه هاست که زنده اند....


داشتم فکر میکردم که چه قدر خوب میشد وقتی بارون می

 بارید همه بدی هاهم باهاش شسته میشد


...کاش همه ی ادمای مریض  خوب میشدن ...کاش بد بارون اسمون دل

همه ی ادما صاف میشد ... همه کینه ها از بین میرفت... کاش همه ادما

با هم یکسان میشدن... کاش همه مثل هم زندگی میکردیم نه اینکه یه

 نفر اینقدر داشته باشه که خوشی زیر دلش بزنه نه یه نفر اینقدر نداشته

باشه که ندونه داشتن چه شکلیه... خدا جونم با همون کرمت به داد

 همه ی ما ادما برس... خدا جونم همه ادما رو با هم برابر کن...خدا

جونم بابت همه ی نعمت هات ازت تشکر میکنم ... فقط بدی هارو از

 ادما دور کن یه کاری کن که همه با هم مهربون باشن

خدا جونم دوست دارم  ... تنهام نذار

 

نوشته شده در توسط بهناز| |

 

 

خیلی دلم گرفته ولی ایندفه به خاطر مشکلاتم نیست . مشکلات حل میشه .

وقتی خوب فکر میکنم میبینم ما آدما چقدر پررو هستیم

همه کاری میکنیم تا برامون یه مشکل پیش میاد مومن میشیم و

 دست به دامن خدا میشیم . چرا؟

خدایا: دلم گرفته

خدا با من آشتی میکنی؟ خدا جون میدونم بنده خوبی نبودم .

 نیستم خدا دیگه خودم هم نمیتونم برای خودم کاری انجام بدم

فقط کار خودته . خدای خوبم با من قهر کردی؟ مگه میشه تو با بندت قهر کنی

  . خودت یه نظری کن میدونی که چقدر دوست دارم آدم بشم اگه

 تو هم ولم کنی که دیگه کسی رو ندارم الان یه کوچولو نگام کن

 ببین چقدر تنهام !!! ببین اگه دستمو نگیری فنا میشم اگه تو هم

منو فراموش کنی دیگه پیش کی برم؟ من که جز تو کسی رو ندارم . 

همه کسم تویی . خدا جون منم دل دارم ببین گرفته!!  ....

خودت نظری کن خدای مهربونم تو گفتی هیچی به اندازه اشک چشم

بنده گناهکار و پشیمونم برام ارزش نداره خدایا به همین اشکهام قسمت

 میدم کمکم کنی و پر رویی منو ببخشی......منو ببخش که اینجوری

باهات حرف میزنم .میدونم ایندفه با عصبانیت نامه برات نوشتم بهم

حق بده که از این وضع خسته ام...به خودت قسم قصد جسارت ندارم

تو خودت با مهربونیات منو پررو کردی خدایا تنهام نذار و دستم رو بگیر....

خدایا منو حتی برای یه لحظه رها نکن . 

نمیدونم چرا باز من اینطوری شدم. به خدا میخوام همه چی رو ساده بگیرم

. میخوام خودمو از عصبانیت به مرز جنون نرسونم ولی نمیشه نمیشه نمیشه...

اوضاع جسمیم که اصلا خوب نیست ضعف همه بدنمو گرفته

وضعیت روحیم هم که یه سور به جسمم زده

میشنوی خدا؟ به اسم خودت قسم خسته شدم...

تو که داری میبینی منو تو

 که بهتر از همه از حال من خبر داری...

   خدای من میدونم که اینجا رو میخونی...

خدا جونم مگه چیز زیادی ازت میخوام؟ من فقط آرامش میخوام...

چرا آخه هر روز دلشوره... هر روز استرس و نگرانی..

هر ساعت یه محرک اعصاب...

خدایا کمکم کن  تنهام نذار دوست دارم

جواب نامه یادت نره

 

نوشته شده در توسط بهناز| |


Design By : Night Skin